به گزارش اخبار جهادی، تامیر هایمن، رئیس سابق اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی طی یادداشتی در وب سایت شبکه ۱۲ اسرائیل، نوشت که در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک، احتمال ازسرگیری جنگ با ایران وجود دارد؛ اما تجربه درگیریهای پیشین نشان میدهد که موفقیت در مرحله آغازین عملیات نظامی لزوماً به دستیابی به اهداف راهبردی منجر نمیشود.
به گفته هایمن، در شرایط کنونی، ایران به بازسازی توانمندیهای نظامی و هستهای خود ادامه میدهد و همزمان در تقابل اقتصادی با آمریکا مقاومت میکند. او معتقد است ادامه وضعیت فعلی، بدون توافقی که مسیر روشنی برای حل اختلافات ایجاد کند، میتواند زمینهساز دور تازهای از درگیری باشد.
بازسازی توانمندیهای نظامی و هستهای ایران
رئیس سابق اطلاعات نظامی اسرائیل مدعی شد که تهران در ماههای اخیر روند بازسازی توانمندیهای خود را تسریع کرده است. به گفته او، این روند سه حوزه اصلی را در بر میگیرد: زیرساختهای غنیسازی اورانیوم، تولید موشکهای بالستیک و فعالیتهای مرتبط با توسعه تسلیحات هستهای.
هایمن با اشاره به تأسیسات زیرزمینی موسوم به «کوه کلنگ» نوشت که ایران در حال آمادهسازی این مرکز برای انتقال ظرفیتهای غنیسازی به مکانی مقاومتر در برابر حملات است. او همچنین مدعی شد که تولید موشک در ایران از سر گرفته شده، هرچند حجم تولید هنوز به سطح پیش از جنگ نرسیده است؛ با این حال، به ارزیابی او، کیفیت موشکها با استفاده از تجربیات درگیریهای اخیر بهبود یافته است.
او همچنین از ادامه بازسازی برخی تأسیسات مرتبط با پروژه تسلیحات هستهای و جایگزینی دانشمندانی سخن گفت که در جریان جنگهای اخیر ترور شده بودند.
فشار اقتصادی؛ عامل حمله یا تضمین فروپاشی حکومت؟
هایمن وضعیت اقتصادی ایران را یکی دیگر از عواملی دانست که ممکن است محاسبات نظامی واشنگتن و تلآویو را تحت تأثیر قرار دهد. او مدعی شد که ذخایر نفتی ایران برای صادرات به پایان رسیده و فشار اقتصادی در آینده نزدیک تشدید خواهد شد.
با این حال، او تأکید کرد که بحران اقتصادی بهتنهایی لزوماً به فروپاشی حکومت منجر نمیشود. از دید او، همین مسئله ممکن است برخی تصمیمگیران آمریکایی و اسرائیلی را به این نتیجه برساند که حمله مستقیم به زیرساختهای اقتصادی ایران میتواند ضربه تعیینکنندهای وارد کند؛ رویکردی که به اعتقاد هایمن باید با ارزیابی دقیق هزینهها و پیامدهای آن همراه باشد.
سه درس اصلی برای جنگ احتمالی بعدی
نخست؛ تعیین هدف نهایی و هماهنگی میان آمریکا و اسرائیل
هایمن معتقد است دو طرف باید پیش از آغاز عملیات بر سر هدف نهایی به توافق برسند. اگر هدف، سرنگونی حکومت ایران باشد، باید از ابتدا درباره ضرورت و هزینههای یک عملیات زمینی گسترده تصمیمگیری شود. در صورت نبود چنین توافقی، نباید سرنگونی حکومت بهعنوان هدف رسمی جنگ اعلام شود.
او افزود که اگر هدف نابودی کامل برنامه هستهای ایران باشد، باید هزینههای دستیابی به این هدف از پیش پذیرفته شود. اما اگر هدف صرفاً به تأخیر انداختن برنامه هستهای باشد، لازم است بررسی شود که آیا عملیات مخفیانه و ویژه میتواند با هزینهای کمتر به نتیجه مشابهی برسد یا خیر.
دوم؛ طراحی سازوکار پایان جنگ
به اعتقاد هایمن، تا زمانی که سرنگونی حکومت ایران هدف اصلی نباشد، پایان جنگ صرفاً با تصمیم واشنگتن یا تلآویو تضمین نمیشود و تهران نیز بر زمان و شرایط خاتمه درگیری تأثیر خواهد گذاشت.
او هشدار داد که نباید تابآوری و توان مقاومت ایران را دستکم گرفت. به گفته او، اگر رهبران ایران احساس کنند راهی برای عقبنشینی ندارند، ممکن است برای ادامه جنگ تا آخرین مرحله مصمم شوند.
از این رو، هایمن طراحی یک مسیر سیاسی برای پایان درگیری را ضروری دانست؛ مسیری که میتواند شامل توافقی باشد که در آن ایران نیز امتیازاتی دریافت کند، هرچند کمتر از آنچه پیش از جنگ امکان دستیابی به آن را داشت.
سوم؛ آمادگی برای پاسخهای غیرمنتظره ایران
هایمن نوشت که تجربه بستهشدن تنگه هرمز نشان داده است چگونه ایران میتواند از آسیبپذیری اقتصاد جهانی، بازار انرژی و تجارت دریایی برای افزایش هزینههای جنگ استفاده کند.
او هشدار داد که درگیری بعدی ممکن است علاوه بر اهداف نظامی سنتی، زیرساختهای حساس اقتصادی و فناوری، از جمله مراکز داده، سامانههای رایانشی و صنایع تراشه را نیز در معرض تهدید قرار دهد.
به اعتقاد او، اسرائیل باید برای حفاظت بلندمدت از زیرساختهای حیاتی و تحمل پیامدهای یک جنگ طولانی آماده باشد؛ زیرا تهران ممکن است هزینههای اقتصادی و نظامی چنین درگیریای را بپذیرد.
هشدار درباره زمانبندی انتخاباتی
بخش مهم دیگری از یادداشت هایمن به پیامدهای سیاسی آغاز جنگ اختصاص دارد. او تأکید کرد که حمله احتمالی در آستانه انتخابات کنست اسرائیل، انتخابات میاندورهای آمریکا یا در جریان مذاکرات تشکیل دولت جدید میتواند مشروعیت عملیات نظامی را تضعیف کند.
به گفته او، چنین تصمیمی ممکن است جامعه اسرائیل را بیش از پیش دچار شکاف کند، ارتش را به مرکز منازعات سیاسی بکشاند و به روابط اسرائیل با افکار عمومی آمریکا آسیب بیشتری وارد سازد.
هایمن همچنین هشدار داد که تصمیم برای ورود به جنگ نباید با هدف کمک به دونالد ترامپ در رقابتهای سیاسی یا صرفاً برای کاهش فشار ناشی از افزایش قیمت انرژی در آمریکا اتخاذ شود. او معتقد است مشارکت اسرائیل در هر عملیات نظامی باید بر مبنای نیازهای امنیتی این رژیم باشد.
با این حال، هایمن میان آغاز جنگ بر اساس ملاحظات سیاسی و واکنش به تهدید فوری تفاوت قائل شد. به گفته او، حمله ایران یا عبور تهران از خطوط قرمز مشخص هستهای، از جمله آغاز غنیسازی در شرایطی که از نظر اسرائیل غیرقابلقبول تلقی شود، انتقال مواد غنیشده به مکانهای مخفی یا پیشرفت تعیینکننده در توسعه سلاح هستهای، میتواند ارزیابی متفاوتی را ضروری کند.
جمعبندی
رئیس سابق اطلاعات نظامی اسرائیل در پایان یادداشت خود نوشت که اگر توافق مناسبی با ایران حاصل نشود، احتمال ازسرگیری جنگ وجود دارد؛ اما پیش از آغاز هر عملیات، باید درسهای درگیری قبلی بهطور جدی بررسی شوند.
از نگاه هایمن، برتری نظامی در مرحله نخست جنگ، بدون راهبرد روشن برای دستیابی به اهداف سیاسی و بدون برنامهای برای پایان درگیری، میتواند اسرائیل و آمریکا را وارد جنگی طولانی، پرهزینه و با نتایج نامطمئن کند.
انتهای پیام/

























