روایت افسر آمریکایی از مزیت غیرقابل‌انکار صنایع دفاعی ایران

  • کد خبر : 36635
  • 30 جولای 2026 - 23:47
روایت افسر آمریکایی از مزیت غیرقابل‌انکار صنایع دفاعی ایران
افسر بازنشسته نیروی ویژه دریایی آمریکا بر این باور است که پرهیز از سودآوری در صنایع نظامی، سبب شده ایران با سرعت زیاد و هزینه کم، توان دفاعی و تهاجمی خود را جایگزین کرده و در یک جنگ فرسایشی، بر یک نیروی نظامی بزرگ مانند آمریکا، غلبه کند. او تأکید می‌کند تکثیر این مزیت در متحدین ایران، به صنایع دفاعی ایران، عمق راهبردی بخشیده است.

به گزارش اخبار جهادی، مت براکن، افسر سابق نیروی ویژه دریایی آمریکا (SEAL) معتقد است که پرهیز از سودجویی در ساختار صنایع نظامی ایران، مزیتی‌ست که باعث شده تولید ابزارهای دفاعی و تهاجمی در ایران، بسیار پربازده، کم‌هزینه و سریع باشد. او معتقد است که جنگ کنونی رو به فرسایش در حرکت است و در چنین وضعیتی، برتری قطعاً با کشوری‌ست که می‌تواند توان نظامی خود را به سرعت و با هزینه کمتر، جایگزین کند و این یعنی ایران، در هیچ سناریویی در این جنگ، شکست نمی‌خورد.

این نظامی بازنشسته همچنین معتقد است که ایران اجازه نخواهد داد که ترامپ به شکل آبرومندانه از این جنگ خارج شود و از سوی دیگر تأکید می‌کند تسلط ایران بر تنگه هرمز، اکنون به مراتب برای آمریکا خطرناک‌تر از بهرمندی ایران از توان هسته‌ای است. او معتقد است که هرچند به نظر می‌رسد آمریکا چاره‌ای جز ورود به جنگ زمینی ندارد، اما مدعی‌ست که مقامات تصمیم‌ساز نظامی در آمریکا نیز به خوبی می‌دانند که جنگ زمینی با ایران، به نتایجی غیرقابل تحمل برای آمریکا ختم خواهد شد.

نتایج هرگونه عملیات زمینی علیه ایران برای آمریکا غیرقابل تحمل خواهد بود
مت براکن با اتکا بر تجربه میدانی خود به عنوان افسر نیروهای ویژه دریایی آمریکا، مدعی‌ست که احتمال یک عملیات زمینی گسترده توسط آمریکا در داخل ایران بسیار ناچیز است، زیرا چنین اقدامی با ریسک‌های نظامی و سیاسی غیرقابل‌ تحملی همراه خواهد بود.

وی استدلال می‌کند که هرگونه تلاش برای تصرف مناطقی مانند کوه «کلنگ»، جزیره قشم یا بندر چابهار یا عملیات نیروهای ویژه برای دستیابی به مواد هسته‌ای، می‌تواند به اسارت نیروهای آمریکایی منجر شود؛ رخدادی که از نظر او حتی از کشته شدن نظامیان نیز برای دولت آمریکا پرهزینه‌تر است. او می‌گوید تصور کنید که در رسانه‌های ایران، اسرای آمریکایی به نمایش گذاشته شوند و تأکید می‌کند چنین تصویری می‌تواند جایگاه سیاسی دونالد ترامپ را نابود کند. این افسر نیروی ویژه آمریکا برای تقویت استدلال خود به شکست عملیات «پنجه عقاب» در سال ۱۹۸۰ (طوفان شن) اشاره می‌کند و آن را نمونه‌ای تاریخی از پیامدهای سنگین چنین ماجراجویی‌هایی برای رؤسای جمهور آمریکا توصیف می‌کند و نتیجه می‌گیرد که ترامپ نیز حاضر به پذیرش چنین ریسکی نیست و به احتمال زیاد گزینه عملیات زمینی را کنار می‌گذارد.

ایران به ترامپ اجازه خروج آبرومندانه از این جنگ را نمی‌دهد
به عقیده براکن، رئیس‌جمهور آمریکا در قبال ایران تنها با سه گزینه اصلی روبه‌رو است:
• نخست، خروج از درگیری و پذیرش پایان جنگ؛
• دوم، انجام یک حمله هوایی محدود و نمادین علیه تأسیسات هسته‌ای ایران برای نمایش قدرت؛
• و سوم، عملیات زمینی که او آن را عملاً غیرواقع‌بینانه و بسیار پرریسک می‌داند. براکن توضیح می‌دهد اگر ترامپ گزینه دوم را انتخاب کند، این حمله تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر توان هسته‌ای ایران نخواهد داشت، زیرا تأسیسات کلیدی پراکنده، مستحکم و تا حد زیادی مصون از چنین حملاتی هستند و پس از حمله نیز امکان بازسازی یا ادامه فعالیت وجود دارد.

از این رو، به اعتقاد او، یک حمله هوایی با اینکه نمی‌تواند هیچ دستاورد نظامی داشته باشد، حداقل می‌تواند ابزاری برای فراهم کردن زمینه خروج آمریکا از این بحران باشد. اما به عقیده او، اینکه ایران اجازه دهد آمریکا به این ترتیب از ماجرا خارج شود، مسئله‌ای‌ست که کسی پاسخ آن را نمی‌داند.

تسلط ایران بر تنگه هرمز، بیش از توان هسته‌ای، برای آمریکا خطرناک تلقی می‌شوداز نگاه این افسر نیروی ویژه، مرکز ثقل واقعی جنگ بیش از این نمی‌تواند برنامه هسته‌ای ایران باشد؛ او تنگه هرمز را کانون نگرانی‌های واشنگتن توصیف می‌کند زیرا این آبراه حیاتی، شریان اصلی انتقال انرژی جهان محسوب می‌شود و هرگونه اختلال در آن پیامدهایی برای آمریکا به دنبال دارد که به‌مراتب گسترده‌تر از بهرمندی ایران از توان هسته‌ای خواهد بود. او معتقد است ایران با تمرکز بر توانایی ایجاد اختلال در عبور و مرور دریایی، معادله جنگ را از حوزه هسته‌ای به حوزه ژئوپلیتیک و اقتصاد جهانی منتقل کرده و در نتیجه، ابتکارعمل را از دست آمریکا خارج کرده است. به نظر او تا زمانی که واشنگتن نتواند امنیت این گذرگاه را تضمین کند، حتی موفقیت‌های نمایشی نظامی علیه برنامه هسته‌ای ایران، فاقد هرگونه ارزش راهبردی خواهند بود.

زمان، به نفع ایران و به ضرر آمریکا درحال گذر است
به عقیده این نظامی بازنشسته، زمان بیش نه به زیان ایران بلکه به ضرر آمریکا در حال گذر است. استدلال او این است که ایران به دلیل انسجام ساختار سیاسی و آمادگی برای تحمل فشارهای اقتصادی و نظامی، توان ادامه یک رویارویی فرسایشی را دارد.

در مقابل، آمریکا با محدودیت‌های ناشی از هزینه‌های سنگین جنگ، فشارهای اقتصادی داخلی، نارضایتی افکار عمومی و ملاحظات انتخاباتی مواجه است و نمی‌تواند برای مدت طولانی در چنین بحرانی باقی بماند. براکن نتیجه می‌گیرد که هرچه جنگ طولانی‌تر شود، فشار بر دولت آمریکا برای پایان دادن به درگیری افزایش خواهد یافت و این مسئله می‌تواند موقعیت چانه‌زنی ایران را تقویت کند.

توسعه جنگ به دریای سرخ، تمرکز آمریکا را بر ایران، مختل ساخت
براکن در تشریح منطق ورود انصارالله یمن به این جنگ، توضیح می‌دهد که حملات ایشان به کشتی‌ها در دریای سرخ، فشار فزاینده بر شبکه دریایی تحت حمایت آمریکا و متحدانش را دوچندان می‌کند. او با اشاره به ازسرگیری حملات علیه نفتکش‌ها و شناورهای تجاری، معتقد است که این اقدامات نشان می‌دهد که ایران به راحتی می‌تواند تمرکز آمریکا را بر خود دچار اختلال کند و با گشودن جبهه‌های دیگر، امنیت کشتیرانی منطقه را با چالش مواجه سازد. براکن این وضعیت را نشانه‌ای از توانمندی ایران در گسترش دامنه جنگ دریایی توصیف کرده و استدلال می‌کند که تداوم چنین حملاتی می‌تواند هزینه حفاظت از خطوط مواصلاتی دریایی را برای آمریکا و شرکایش افزایش دهند و بالتبع این سبب می‌شود فشار اقتصادی و عملیاتی سنگینی بر آمریکا و متحدین آن تحمیل گردد.

پرهیز از سودجویی در تولیدات نظامی، برتری موشکی و پهپادی ایران را تضمین کرده است
توضیحات براکن در رابطه با مزیت‌های ایران در یک جنگ فرسایشی، از این جهت قابل توجه است که او به یک نکته بسیار قابل توجه در عرصه تولیداد نظامی-دفاعی در ایران اشاره می‌کند.

او توضیح می‌دهد اولاً ایران روشی ابداع کرده که به واسطه آن هزینه تولید موشک‌ها و پهپادهای خود را به شدت کاهش داده و این روش را به متحدین خود نیز تسری بخشیده و بالتبع نوعی عمق راهبردی در عرصه تکثیر قدرت تهاجمی خلق کرده است. او با استناد به گزارش‌های فنی نظامی نکته دوم خود را چنین ارائه می‌کند که ساختار صنایع دفاعی ایران، با اتکا بر مهندسی معکوس، بهره‌گیری از ظرفیت دانش بومی‌ و ازهمه مهمتر در نبود انگیزه سودآوری تجاری، توانسته با بودجه‌ای بسیار پایین، توان دفاعی و تهاجمی را ایجاد کند که ازبرخی جهات به مراتب از نمونه‌های آمریکایی نیز بهتر است. براکن نتیجه می‌گیرد که این شکاف هزینه‌ای به ایران امکان می‌دهد با منابع مالی کمتر، حجم بیشتری از تسلیحات را در زمانی کوتاه تولید کرده و در یک نبرد طولانی، فشار اقتصادی قابل‌توجهی بر آمریکا و سامانه‌های پدافندی پرهزینه آن وارد کند.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://akhbarjahaadi.ir/?p=36635

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.