به گزارش اخبار جهادی، آمریکا همزمان با پیشبرد برنامههای دیپلماتیک و امنیتی، اقداماتی موازی را برای تضعیف موقعیت منطقهای ایران و فراهمکردن زمینه تحقق اهداف خود دنبال میکند؛ اقداماتی که از لبنان و تنگه هرمز آغاز شده و ممکن است در مرحله بعد به دریای کاسپین و مرزهای شمالی ایران کشیده شود.
یکی از بندهای تفاهمنامه مورد اشاره، بر پایان جنگ در تمام مناطق مرتبط و عقبنشینی اسرائیل تأکید داشته است. با این حال، آمریکا در اقدامی موازی، لبنان و اسرائیل را به پذیرش توافقی در واشنگتن وادار کرد تا موضع دولت لبنان در برابر ایران قرار گیرد و زمینه برای طرح ادعاها و فشارهای بعدی علیه تهران فراهم شود.
بند دیگری از این تفاهمنامه، به تسلط ایران بر تنگه هرمز و مدیریت عبور و مرور دریایی بر اساس ترتیبات موردنظر تهران مربوط بوده است. بر پایه این روایت، آمریکا پس از آن دولت عمان را تحت فشار قرار داد تا مسیر عبوری تازهای از سواحل خود ایجاد کند و از تجمع کشتیها در خلیج فارس بکاهد. سپس، اقدامی از سوی ایران بهعنوان بهانهای برای ازسرگیری حملات نظامی آمریکا علیه این کشور مورد استفاده قرار گرفت.
اکنون بخشی از ساختار نظامی و سیاسی آمریکا ممکن است به دنبال گشودن جبههای جدید در شمال ایران و در محدوده دریای کاسپین باشد. در این سناریو، اوکراین نیز بهعنوان یکی از بازیگران احتمالی وارد معادله شده است تا کشورهای اروپایی، با استناد به حمایت از کیف، منشور سازمان ملل و پیمانهای متقابل با اوکراین، بهصورت رسمیتر در تقابل با ایران مشارکت کنند. در این گزینه، چه آمریکا بخواهد و چه نخواهد، از ورود اروپا و هم پیمانان و کشورهای همسو با اوکراین نفع میبرد.
چنین روندی میتواند زمینه حضور آشکارتر اروپا در یک درگیری احتمالی را فراهم کرده و آمریکا را به اهدافی برساند که تاکنون در جبهههای دیگر محقق نشده است. دریای کاسپین در این تحلیل از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است؛ زیرا میتواند یکی از مسیرهای اصلی ایران برای کاهش آثار محاصره دریایی باشد. همچنین این دریا، مسیر ارتباطی مهم ایران با روسیه، چین، کشورهای ساحلی دریای کاسپین و منطقه قفقاز به شمار میرود.
انتهای پیام/
























