اندیشکده آمریکایی: قدرت سایبری ایران در مسیر تبدیل شدن به تنگه دوم

  • کد خبر : 36805
  • 09 آگوست 2026 - 23:03
اندیشکده آمریکایی: قدرت سایبری ایران در مسیر تبدیل شدن به تنگه دوم
کارشناس سایبری مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل در گزارشی تحلیلی مدعی شده است که ظرفیت‌های سایبری ایران به نحو چشمگیری ارتقا یافته و عملیات‌های موفق اطلاعاتی علیه مقامات ارشد امنیتی آمریکا و اسرائیل، گواه آن است. به عقیده او تشکیلات سایبری ایران، در حال وصول به جایگاهی‌ست که می‌تواند، پایین‌تر از تنگه هرمز، به مثابه ابزاری برای فرسایش قوای آمریکا و متحدینش باشد.

نیکیتا شاه، کارشناس ارشد سایبری در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل (CSIS) به بهانه حملات سایبری اخیر به تأسیسات آب‌رسانی در آمریکا مدعی‌ست که این ماجرا فرصت مناسبی فراهم می‌کند تا به بررسی این موضوع بپردازد که ایران تاکنون چگونه از توانمندی‌های سایبری خود در مقابله با حمله آمریکا و اسرائیل استفاده کرده و این فعالیت‌های سایبری ایران به چه معناست.او توضیح می‌دهد که برای تهیه این گزارش تحلیلی، اطلاعات و گزارشات به‌روز را در رابطه با استفاده ایران از عملیات و توانمندی‌های سایبری از زمان آغاز درگیری در فوریه ۲۰۲۶، بررسی کرده است. نتیجه‌گیری اصلی او این است که در ۴ تا ۶ ماه گذشته افزایش محسوسی در عملیات سایبری ایران مشاهده می‌شود و تشکیلات سایبری ایران به‌طور جدی در جهت پشتیبانی مستقیم و همسویی با مقابله کشور با آمریکا، اسرائیل و رقبای منطقه‌ای بازتنظیم شده است.

بازآرایی دکترین سایبری ایران در هماهنگی با راهبرد جنگ نامتقارن
کارشناس در این گزارش، ابتدا به توضیح بستری می‌پردازد که ایران برای استفاده از توانمندی‌های سایبری خود، آن را ایجاد کرده و توضیح می‌دهد از زمان آغاز درگیری، ایران تغییر گسترده‌تری را در راهبرد نظامی خود دنبال کرده است که محور آن استفاده از ابزارهای نامتقارن برای ناکام گذاشتن رقبای جهانی و منطقه‌ای این کشور است. این رویکرد شامل بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌های نیروهای متعارف آمریکا و اسرائیل، قطع دسترسی به تنگه هرمز با هدف تحمیل هزینه به بازارهای جهانی انرژی و رقبای منطقه‌ای و اجرای یک کارزار هماهنگ جنگ اطلاعاتی برای شکل‌دهی به روایت‌های جهانی درباره این درگیری است.

این کارشناس سایبری سپس ارتباط ظرفیت سایبری را با راهبرد نظامی ایران مشخص می‌کند و مدعی‌ست که در تمامی این روش‌ها، اما به‌ویژه در ارتباط با اهداف جنگ اطلاعاتی ایران، توانمندی‌های سایبری یک عامل توانمندساز حیاتی محسوب می‌شوند. این توانمندی‌ها نقش مهمی در فرسایش توان رقبای ایران و همچنین فراهم کردن امکان اعمال قدرت در سراسر جهان ایفا کرده‌اند.کارشناس سایبری اندیشکده آمریکایی معتقد است روند مذکور در افزایش قابل توجه عملیات سایبری ایران از مارس ۲۰۲۶ به‌وضوح منعکس شده است. این فعالیت‌ها طیف گسترده‌ای را دربر گرفته‌اند، از جمله: (۱) جاسوسی سایبری، (۲) ایجاد دسترسی‌های فنی، (۳) عملیات سایبری اخلال‌گر، (۴) عملیات اطلاعاتی با بهره‌گیری از توانمندی‌های سایبری، (۵) استقرار و به‌کارگیری جاسوس‌افزارها، و (۶) عملیات‌ سایبری با موضوعات مرتبط با درگیری.کارشناس سایبری در نهایت نتیجه می‌گیرد که از افزایش این فعالیت‌ها، می‌توان سه روند راهبردی را استخراج کرد.

روند راهبردی اول) دستگاه سایبری ایران به صورت مستقیم در خدمت راهبرد جنگی
کارشناس سایبری این اندیشکده آمریکایی توضیح می‌دهد که در مراحل اولیه درگیری، فعالیت سایبری ایران عمدتاً پراکنده و متکی بر استفاده از دسترسی‌های فنی بود که از قبل به دست آمده بودند؛ ازجمله حملات هکتیویستی، مانند تغییر محتوای وب‌سایت‌ها یا حملات «هک و افشا» که تأثیر راهبردی چندانی نداشتند. این فعالیت‌ها همچنین با برخی عملیات جاسوسی سایبری و عملیات اطلاعاتی با بهره‌گیری از توانمندی‌های سایبری همراه بود.

به عقیده او، این فعالیت‌ها متعاقباً در قالب رویکردی هماهنگ‌تر، منسجم شدند که این نشان‌دهنده بازتنظیم دستگاه سایبری ایران و حرکت آن در راستای همسویی راهبردی روشن‌تر و مستقیم‌تر با اهداف جنگی این کشور است. او سپس توضیح می‌دهد هیچ حوزه‌ای به‌اندازه اولویت یافتن عملیات جاسوسی سایبری برای پشتیبانی از تلاش جنگی ایران، این تحول را به‌خوبی نشان نمی‌دهد. در ژوئیه ۲۰۲۶ مشخص شد که ایران با هک کردن سامانه SS7، یک پروتکل فنی برای مسیریابی داده‌ها در شبکه‌های مخابراتی، توانسته است محل استقرار نیروهای آمریکایی در خاورمیانه را شناسایی کند و از این اطلاعات مستقیماً برای هدایت حملات نظامی علیه آنها استفاده شده است؛ حملاتی که از نیروهای آمریکایی تلفات گرفت. این کارشناس همچنین اعتراف می‌کند که ایران مقامات ارشد و دارای ارزش اطلاعاتی بالای آمریکا و اسرائیل را هدف جاسوسی سایبری قرار داده است؛ اقدامی که احتمالاً با هدف درک فرآیند تصمیم‌گیری راهبردی آن‌ها، به‌ویژه درباره مذاکرات دیپلماتیک با آمریکا برای پایان دادن به درگیری، صورت گرفته است.

ایران همچنین به ادعای این کارشناس، در کشورهای مختلف به دوربین‌های امنیتی نفوذ کرده است؛ هم برای کمک به هدف‌گیری نظامی پهپادها یا موشک‌ها و هم برای ارزیابی خسارات و میزان آسیب‌های واردشده پس از حملات. گزارش‌ها همچنین از گسترش جاسوسی سایبری ایران علیه بخش‌های هوانوردی، هوافضا، تولیدات دفاعی، مخابرات و صنایع فضایی و ماهواره‌ای حکایت دارند؛ حوزه‌هایی که همگی با پایه صنعتی-دفاعیِ حیاتی برای این درگیری ارتباط مستقیم دارند.

روند راهبردی دوم) ایران از توانمندی‌های سایبری تهاجمی برای شکل‌دهی فعالانه به محیط عملیاتی استفاده می‌کند
این کارشناس اعلام می‌کند همانطور که آمریکا و اسرائیل در مراحل آغازین این درگیری از توانمندی‌های سایبری تهاجمی برای تضعیف زیرساخت‌های ایران استفاده کردند، ایران نیز از توانمندی‌های سایبری خود برای شکل دادن به محیط عملیاتی در جهت منافع خود بهره گرفته است. عاملان سایبری ایران به‌طور فزاینده‌ای حملات سایبری را با اهداف جنگ اطلاعاتی انجام می‌دهند؛ ایران حوزه اطلاعاتی را یکی از عرصه‌های اصلی نبرد می‌داند و از منظر دکترینال، به جنگ اطلاعاتی به‌عنوان اهرمی کلیدی برای دستیابی به «عمق راهبردی» متکی است؛ به این معنا که از طریق آن قدرت خود را بسیار فراتر از مرزهایش به نمایش می‌گذارد و اعمال می‌کند.

کارشناس سایبری عملیات اطلاعاتی ایران با بهره‌گیری از توانمندی‌های سایبری را از دو منظر بررسی می‌کند: گستره و عمق اهداف. او مدعی‌ست از نظر گستره، عاملان سایبری ایران عملیات سایبری اخلال‌گر متنوعی را در سراسر آمریکا انجام داده‌اند؛ سپس به چند مورد از این حملات اشاره کرده و اضافه می‌کند که هم‌زمان، گروه‌های هکتیویست طرفدار ایران به‌طور مستمر سازمان‌هایی را در سراسر غرب آسیا هدف حمله قرار داده‌اند. از نظر عمق، به عقیده این کارشناس سایبری، عاملان سایبری ایران و هکتیویست‌ها به‌طور مستمر مقامات فعلی و سابق آمریکا و اسرائیل را هدف حملات سایبری قرار داده‌اند؛ به‌ویژه در قالب حملات «هک و افشا».

در این بخش نیز او به چند مورد اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که نکته مهم آن است که صرف حضور هکتیویست‌ها نیز اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد بخش دیگری از اکوسیستم سایبری ایران در راستای مستقیم تلاش جنگی این کشور بسیج شده است.

شکل‌دهی به محیط عملیاتی چرا مهم است؟
توضیحات این کارشناس در مورد اهمیت اطلاعاتی این اقدامات قابل توجه است، زیرا هرچند این اقدامات در نگاه نخست ممکن است صرفاً اخلال‌گرانه به نظر برسند، اما از منظر جنگ اطلاعاتی به چند دلیل اهمیت اساسی دارند.نخست اینکه این حملات در راستای اهداف ایران برای نمایش قدرت در برابر مخاطبان مختلف در سراسر جهان قرار می‌گیرند؛ به‌ویژه از طریق نشان دادن توانایی ایران برای نفوذ مستقیم به ساختار حاکمیتی اسرائیل و مجموعه نظامی آمریکا و در نتیجه، تضعیف تدریجی تصورات موجود درباره کارآمدی، توانمندی و امنیت آنها. دوم اینکه ایران با ایجاد یک لایه دائمی از اصطکاک و اختلال که شهروندان عادی و کسب‌وکارها آن را احساس می‌کنند، زمینه ایجاد احساس ترس، شکاف و آشوب را فراهم می‌کند. به عبارت دیگر، تأثیر ثانویه و اطلاعاتی این حملات سایبری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا به ایران امکان می‌دهد از راه دور هزینه‌هایی را به رقبای خود تحمیل کند و محیط اطلاعاتی مطلوب‌تری برای خود شکل دهد؛ به‌ویژه زمانی که این اقدامات موجب کاهش حمایت مخاطبان جهانی و کاربران آنلاین از ادامه درگیری شود.

چگونگی استفاده مؤثر عاملان سایبری ایران از هوش مصنوعی
این کارشناس همچنین استدلال می‌کند که هوش مصنوعی به ابزاری توانمندساز و حیاتی برای ایران در شکل‌دهی به این محیط تبدیل شده است.

او به گزارش‌های اطلاعات تهدید اشاره می‌کند که مدعی‌ هستند ایران از هوش مصنوعی در سراسر چرخه حیات عملیات سایبری و اطلاعاتی خود استفاده کرده است. این کاربردها، شامل نوشتن کد و توسعه بدافزار، اجرای عملیات مهندسی اجتماعی و تولید و دستکاری محتوا بوده است. استفاده از هوش مصنوعی به نظر این کارشناس، اساساً شیوه عملیاتی ایران در حوزه توانمندی‌های سایبری را تقویت کرده است؛ نه از طریق تغییر «منطق راهبردی» حاکم بر نحوه عملکرد ایران در یک درگیری، بلکه با افزایش سرعت، مقیاس، دامنه دسترسی و تأثیرگذاری عملیات آن.

روند راهبردی سوم) ایران به‌رغم برخی محدودیت‌ها، به نحو مؤثری ظرفیت‌های سایبری را به کار می‌گیرد
این کارشناس اعتراف می‌کند مقیاس حملات سایبری علیه تأسیسات آب‌رسانی آمریکا بدون تردید نگران‌کننده است. اگر عامل پشت این حملات واقعاً ایران باشد، زیرا هنوز تأیید نشده است، این حملات می‌توانند ظرفیت تشدید تنش را داشته باشند.

با این حال، کارشناس سایبری ضروری می‌داند که این حملات را در چارچوب الگوی بلندمدت‌تر عملکرد ایران در قبال رقبای خود، بررسی کرد. زیرا ایران در سراسر طیف عملیات سایبری خود در این درگیری، عملاً از همان الگویی پیروی می‌کند که در درگیری ۱۲روزه با اسرائیل در سال ۲۰۲۵ به کار گرفت: مجموعه اهداف مشابه، استفاده از عوامل دولتی و هکتیویست‌ها به شکل مشابه و تاکتیک‌های مشابه. مجموع این روش‌ها در نگاه این کارشناس نشان‌دهنده استفاده ایران از عملیات سایبری برای شکل‌دهی و تقویت محیط عملیاتی گسترده‌تر در جهت منافع خود و همچنین کسب اطلاعات برای عملیات بعدی است؛ خواه هدف این عملیات ایجاد آثار فیزیکی و نظامی باشد یا تأثیرگذاری بر ادراک و شناخت.

یکی از ویژگی‌های مهم دکترین نظامی ایران، تشدید تنش کنترل‌شده است؛ یعنی اقداماتی که درگیری را گسترش می‌دهند یا شدت آن را افزایش می‌دهند، اما به جنگ تمام‌عیار منتهی نمی‌شوند. اگر حملات سایبری علیه تأسیسات آب‌رسانی آمریکا واقعاً به ایران نسبت داده شوند، باید آنها را از آن نوع اقداماتی دانست که با تحمیل هزینه به حریف همراه است، اما به سطح تشدید تنشی که در برخی انواع دیگر حملات، از جمله حملات نظامی و فیزیکی، مشاهده شده است، نمی‌رسد.علاوه بر این، ممکن است ایران همچنان با محدودیت‌هایی در توان عملیاتی خود مواجه باشد. گزارش‌هایی در مارس ۲۰۲۶ حاکی از آن بود که اسرائیل و آمریکا در مراحل اولیه حمله خود، مقر فرماندهی سایبری و جنگ اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هدف قرار داده‌اند. با این حال، مشخص نیست چه میزان از ظرفیت سایبری ایران تاکنون بازسازی شده است.

افزایش فعالیت‌های سایبری که در این یادداشت تشریح شد نشان می‌دهد بخش بیشتری از دستگاه سایبری ایران نسبت به آنچه پیش‌تر تصور می‌شد، دوباره فعال شده است. همچنین گزارش‌هایی منتشر شده است مبنی بر اینکه ایران برای ازسرگیری فعالیت‌های خود از ارتباطات ماهواره‌ای استفاده می‌کند. اما در مجموع اختلال در زیرساخت‌های دیجیتال ایران می‌تواند توانایی آن را برای فعالیت در فضای سایبری با محدودیت مواجه سازد.

قوای سایبری ایران درحال تقویت و توسعه توانمندی‌های خود هستنداین کارشناس از اینکه تغییرات سازمانی در نیروهای نظامی ایران به ساختار سایبری آن تسری پیدا کرده یا خیر، اظهار بی‌اطلاعی می‌کند؛ با این حال تأکید می‌کند که ایران آشکارا به جنگ نامتقارن متکی‌ست و به خوبی می‌داند توانمندی‌های سایبری در کدام حوزه‌ها برای ایران مزیت رقابتی ایجاد می‌کنند.ایران از نظر این کارشناس به این درک رسیده است که تسلط بر تنگه هرمز، مهم‌ترین اهرم فشار این کشور است.

توانمندی‌های سایبری در این میان نقشی حیاتی، هرچند ثانویه و توانمندساز، ایفا می‌کنند؛ آنها به ایران کمک می‌کنند فعالیت‌های نظامی و اقتصادی خود را اطلاع‌رسانی، دقیق‌تر و تقویت کند و هم‌زمان به‌صورت فعال شرایط محیطی مطلوب برای عملیات خود را شکل دهد و از این طریق مزیت راهبردی مهمی برای ایران ایجاد می‌کنند.او هشدار می‌دهد که اگر تأیید شود حملات سایبری علیه آمریکا از سوی ایران انجام شده‌اند، باید توقع داشت که اهرم فشار دیگری از مجموعه ابزارهای نامتقارن در اختیار ایران قرار گرفته است که ایران می‌تواند از طریق آن توان آمریکا را بیش از پیش فرسایش دهد. این کارشناس پیش‌بینی می‌کند که عاملان سایبری ایران در حال آماده‌سازی دسترسی‌های فنی جدید و حتی توسعه توانمندی‌های سایبری جدیدی هستند که در صورت ادامه طولانی‌مدت درگیری بتوانند از آنها بهره بگیرند.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://akhbarjahaadi.ir/?p=36805

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.