به گزارش اخبار جهادی، اندرو پیک و جاناتان پانیکوف، دو کارشناس شورای آتلانتیک در یادداشتی تحلیلی، اعتراف میکنند که «ایران روزهای ریاست جمهوری محمد خاتمی» ایران محبوب غرب بود چراکه تمایل و پایبندی به اعتقادات و آرمانهای انقلابی و اسلامی خود نداشت. ایشان تأکید میکنند که مقامات فعلی جمهوری اسلامی، برای تسلیم نشدن، در هشت سال دفاع در برابر تهاجم رژیم بعثی، تجربیات زیادی را اندوختهاند و نمیتوان از مسیر مذاکره با ایشان به نتیجه مطلوب دست پیدا کرد.
این دو سپس توضیح میدهند که از یک طرف تسلط ایران بر تنگه هرمز، مشکلات متعددی را برای ترامپ در داخل آمریکا به وجود آورده و از طرف دیگر، نمیتوان به جریانهای اصلاحطلب و حامیان ایشان در داخل ایران چندان امیدوار بود تا توافقی شبیه به برجام رقم بزنند.
بنابراین ایشان اصرار دارند که آمریکا فشارهای تحریمی و اقتصادی خود را علیه ایران تشدید کند و از این طریق طبقات ضعیفتر جامعه را به لحاظ معیشتی تحت فشار قرار دهد تا بستر برای ایجاد اغتشاشات گسترده در سراسر ایران، فراهم شود. به ویژه با در نظر گرفتن اینکه عمده پایگاه اجتماعی حامی جمهوری اسلامی، در میان این بخش از جامعه ایرانی قرار دارد.
ایرانی محبوبِ غرب، ایرانی که به آرمانهای انقلابی باور ندارد
کارشناسان شورای آتلانتیک از محمد خاتمی و دوران ریاست جمهوری او به عنوان روزگار گشایش در جمهوری اسلامی یاد کرده و مدعی هستند که ایران در این دوره، «ایران دیگری» بود که در تصور آرمانی غرب، ایران مطلوب تلقی میشد. ایرانی که تمایل و پایبندی به اعتقادات و آرمانهای انقلابی و اسلامی خود ندارد و «به موسیقی راک» گوش میدهد و «از حجاب اجباری پرهیز میکند».
ایشان مدعی هستند که مردم این چنینی در ایران وجود دارند و در ادوار مختلف در اثر «افزایش امید یا ناامیدی، به سمت نیروهای امنیتی سنگ پرتاب کرده و خواهان تغییرات شده و حتی پایان جمهوری اسلامی را مطالبه کردهاند.»
مقامات فعلی جمهوری اسلامی، برای تسلیمنشدن تجربه فراوان اندوختهاند
ایشان سپس تأیید میکنند که در ایران البته مردمی هستند که چنین رویکردی ندارند به آرمانهای انقلابی و ایدههای اسلامی به شدت باورمندند و تأکید میکنند نتیجه چنین رویکردی باعث شده جمهوری اسلامی، حکومتی برخاسته از یک انقلاب باشد که همزمان انعطافپذیر و بسیار مقاوم است.
از این رو، جمهوری اسلامی، درک هوشمندانهای از حالوهوای جامعه و نقاط اتکای حمایت خود در جامعه ایرانی دارد و به این دلیل که خود از دل خیابانها برخاسته، بهتر از کسانی که از بدو تولد بر تخت قدرت نشستهاند، حال جامعه را احساس میکنند.
این دو سپس اعتراف میکنند اتکا و اصرار جمهوری اسلامی بر فرهنگ شهادت، هرچند از نگاه کارشناسان غربی، رفتاری غیرعقلانی و وسواسگونه توصیف میشود، اما واقعی و عینیاست؛ زیرا برای بخش بزرگی از رهبران حاکم در ایران امروز، تجربهای که بیش از هر چیز زندگی سیاسی و فکری آنها را شکل داده، جنگ هشتساله عراق و ایران بوده است.
این دو کارشناس آتلانتیکی سپس به سوابق چهار نفر از مقامات ارشد فعلی کشور اشاره کرده و آنها را مردانی سختکوش و سرسخت توصیف میکند که در عزم خود برای تسلیم نشدن و کوتاه نیامدن، تجربه فراوانی اندوختهاند. (آقایان پزشکیان، وحیدی، رضایی و قالیباف)
برنامه پیشنهادی: اغتشاش باید به طبقات ضعیف در شهرها و شهرستانهای ایران تزریق شود
پس از ارزیابی وضعیت و رویکرد فعلی جمهوری اسلامی، کارشناسان شورای آتلانتیک، میکوشند انسجام اجتماعی ایران را سنجیده و بر اساس آنچه که در اغتشاشات گذشته رخ داده است، طرح وضعیتی برای آینده ارائه کنند. ایشان مدعی هستند که مهمتر از اندازه اعتراضات، محل وقوع و ترکیب اجتماعی معترضان است. این بخش از یادداشت تحلیلی این دو کارشناس در واقع نوعی آسیبسنجی از «اغتشاشاتی» است که در گذشته با سوءاستفاده از برخی اعتراضات به اوضاع اقتصادی و دشواریهای معیشتی در کشور رخ داد.
ترکیب اجتماعی
این دو کارشناس نوعی دستهبندی از طبقات اجتماعی دخیل در اعتراضات گذشته ارائه میکنند که شامل این موارد است:
ساکنان طبقه متوسط رو به بالا شبیه به کسانی که در شمال شهر تهران ساکنند؛
خانوادههای مقیم خارج از ایران به ویژه در آمریکا؛
بقایای رژیم پهلوی در نقاط مختلف جهان؛
سپس تأکید میکنند که «وضعیت زنان جوان جسوری که روسریهایی با سبکهای پیشرو و متفاوت بر سر میگذارند، لزوماً انگیزهای برای یک معدنچی در سیستان و بلوچستان ایجاد نمیکند؛ معدنچیای که ممکن است با جمهوری اسلامی همدلی بیشتری داشته باشد.»
حاصل ارزیابی ایشان از ترکیب اجتماعی حاضر در این به اصطلاح اعتراضات این است که انگیزههای فرهنگی پس از این لزوماً نمیتواند زمینهساز اعتراضات گسترده باشد. پس لازم است ترکیب اجتماعی این اعتراضات دگرگون شود و به بخشی از جامعه ایرانی تسری پیدا کند که بتواند تهدید جدی برای جمهوری اسلامی به وجود آورد. لذا به سراغ مؤلفه مهم دیگر، یعنی محل وقوع اعتراضات رفته و آن را به ترکیب اجتماعی پیوند میزنند.
محل وقوع
به عقیده این دو آتلانتیکی، اعتراضاتی که در سالهای ۹۵ و ۹۶ رخ داد، یک مؤلفه کلیدی در اثرگذاری آشوب در ایران را برای ایشان آشکار کرد؛ اینکه اعتراض در مناطق پیرامونی و استانها و نه پایتخت، تهدید وجودیتر برای جمهوری اسلامی به وجود میآورد.
این اعتراضات که به دلیل فشارهای معیشتی و اقتصادی، شکل گرفتند، اقشار پایین دست و طبقه کارگر ایران را در شهرها و شهرستانها هدف قرار دادند. این دو کارشناس تأکید میکنند که این اقشار، همان گروههایی هستند که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از میان آنها تأمین میشوند، مذهبیتر هستند و انتظار میرود از جمهوری اسلامی منتفع شوند.
همین افراد هستند که به بسیج میپیوندند و برخی از ایشان به عضویت سپاه پاسداران درمیآیند. هنگامی که این افراد شروع به نافرمانی یا مخالفت کنند، خطر شکاف و ازهمگسیختگی نیروهای امنیتی بهطور قابلتوجهی افزایش مییابد؛ مسئلهای که برای جمهوری اسلامی هشداری بسیار جدی خواهد بود.
آمریکا در هیچ توافقی نباید فشار تحریمهای خود را کم کند
وضعیت خوشبینانه از نظر این کارشناسان آن است که این سه عامل به شکل همزمان میسر شوند و در نتیجه کنترل جمهوری اسلامی بر کشور شروع به فروپاشی کند. این سه عامل عبارتاند از:
۱) ایران نتواند به اندازه کافی نفت صادر کند تا ذخایر ارزی خود را حفظ کند؛
۲) انسجام داخلی ایران شروع به ترک برداشتن کند و این مسئله به تضعیف قدرت نظامی ایران در منطقه منجر شود؛
۳) ابرتورم در داخل کشور موجب شکلگیری ناآرامیهای گسترده و مستمر مردمی شود.
ایشان معتقدند که در بلندمدت، زمان به نفع آمریکا است؛ زیرا ایران با کاهش منابع مالی و ناتوانی در صادرات انرژی خود مواجه است. اما در کوتاه مدت، یعنی در ادامه فصل تابستان که مصرف بنزین و سفرهای جادهای در آمریکا بالاست و در شرایطی که جامعه آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای پاییز قرار دارد و نارضایتی در آن افزایش یافته است، ایران در حال به حداکثر رساندن چیزی است که آن را یک مزیت مقطعی میداند.
فروپاشی جمهوری اسلامی در گروی اغتشاشات گسترده در داخل ایران است
کارشناسان آتلانتیکی تأکید میکنند موفقیت در میانمدت و بلندمدت مستلزم آن است که تحریمهای آمریکا علیه ایران به شکل مستحکم حفظ شوند و در هیچ نوع توافقی، برداشته یا لغو نشوند. با این حال، انجام این کار پس از شدت گرفتن درگیریهای جنگ، دشوارتر از یک دهه پیش و دوران کارزار «فشار حداکثری» خواهد بود.
ایشان همچنین هشدار میدهند که ایران پیش از آنکه از گرسنگی و کمبود منابع از پا درآید، به تشدید تنش روی خواهد آورد و چندین کشور حوزه خلیج فارس نیز از هماکنون در تلاش هستند امنیت خود را در برابر ایرانی غیرقابلپیشبینی تضمین کنند که البته مشخص نیست، بتوانند موفقیتی ملموس کسب کنند.
در مجموع کارشناسان شورای آتلانتیک، بدون اشاره به ناکامیها و شکست سنگین آمریکا در میدان نبرد، تأکید میکنند برای رسیدن به آنچه که نتیجه مطلوب در ایران میخوانند، لازم است شورشها و اغتشاشات گسترده در بستر مشکلات اقتصادی و معیشتی در ایران رخ دهد. ایشان معتقدند که اعمال فشارهای تحریمی میتواند این بستر را فراهم کند و آمریکا برای رفع مشکلات کنونی خود، که به واسطه تسلط ایران بر تنگه هرمز به وجود آمده، مسیری غیر از دادن امتیاز به ایران، جستجو کند.
انتهای پیام/
منبع: فارس

























