یادداشت: ارتش عراق و پرسش بزرگ دفاع از حاکمیت ملی

  • کد خبر : 36575
  • 29 جولای 2026 - 19:12
یادداشت: ارتش عراق و پرسش بزرگ دفاع از حاکمیت ملی
حملات اخیر علیه مقرهای نیروهای حشد الشعبی در نقاط مختلف عراق، بار دیگر یک پرسش اساسی را در فضای سیاسی و امنیتی این کشور مطرح کرده است: نقش ارتش عراق در دفاع از حاکمیت این کشور چیست؟

در سال‌های اخیر، بارها مقامات عراقی تأکید کرده‌اند که خاک و آسمان عراق نباید به مبدأ یا مسیر حمله علیه کشورهای همسایه تبدیل شود. با این حال، واقعیت‌های میدانی و اسناد و مدارک نشان می‌دهند که آسمان عراق در موارد متعددی محل تردد هواپیماهای نظامی، جنگنده‌ها و هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکا و اسرائیل برای انجام عملیات‌های ضدایرانی بوده است؛ موضوعی که همواره با واکنش و اعتراض مقامات عراقی همراه شده، اما در عمل تغییر قابل توجهی در وضعیت ایجاد نکرده است.

ارتش عراق پس از فروپاشی ساختار امنیتی این کشور در سال ۲۰۰۳ و سپس نبردهای سنگین با داعش، توانست در بازپس‌گیری مناطق اشغال‌شده و انجام برخی عملیات‌های ضدتروریستی نقش ایفا کند. با این حال، پس از پایان مرحله اصلی جنگ با داعش، این ارتش در حوزه بازدارندگی راهبردی و حفاظت مؤثر از حاکمیت ملی، با انتقادهای فراوانی مواجه بوده است. پس از پایان داعش در عراق، ارتش عراق به یکی از کم‌اثرترین ارتش‌های منطقه غرب آسیا در زمینه مقابله با تجاوزات خارجی تبدیل شده و نقش آن عمدتاً به کنترل مرزها و عملیات‌های محدود داخلی کاهش یافته است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های امنیتی عراق، وابستگی شدید ساختار نظامی این کشور به حمایت‌های خارجی است. ارتشی که پس از سال ۲۰۰۳ با الگو و کمک‌های گسترده آمریکا بازسازی شد، در بسیاری از موارد فاقد استقلال عملیاتی لازم برای اتخاذ تصمیمات مستقل در برابر قدرت‌های خارجی بوده است. ساختار کنونی ارتش عراق دقیقاً همان مدلی است که آمریکا و اسرائیل ترجیح می‌دهند؛ نیرویی که توان کنترل داخلی و مقابله با تهدیدات غیرمتعارف را داشته باشد، اما در برابر تجاوزات خارجی از قدرت بازدارندگی کافی برخوردار نباشد.

در این میان، مقایسه وضعیت عراق با لبنان نیز در محافل تحلیلی مطرح می‌شود. ارتش لبنان و ارتش عراق، هر دو در شرایطی فعالیت می‌کنند که با محدودیت‌های سیاسی، وابستگی‌های خارجی و فشارهای بین‌المللی مواجه هستند. منتقدان می‌گویند ارتش لبنان در سال‌های گذشته حتی در برابر تجاوزات اسرائیل نیز با محدودیت‌های جدی در واکنش نظامی مواجه بوده و این وضعیت را نتیجه سیاست‌هایی می‌دانند که از سوی برخی بازیگران خارجی حمایت می‌شود. از نگاه این تحلیلگران، چنین الگویی می‌تواند به معنای شکل‌گیری ارتش‌هایی باشد که توان حفظ نظم داخلی را دارند، اما نقش محدودی در دفاع از استقلال راهبردی کشور ایفا می‌کنند. بر اساس همین مقایسه می‌توان نگران بود که آنچه که جوزف عون و نواف سلام با حزب الله انجام دادند، در عراق نیز توسط الزیدی اجرا شود که به مراتب بدتر و سئوال برنگیزتر است، چرا که حزب الله لبنان نیروی وابسته و تعریف شده در ارتش و دولت لبنان نیست ولی حشد الشعبی در مجموعه نیروهای مسلح عراق تعریف شده است و از لحاظ نظامی، زیر مجموعه نخست‌وزیری عراق محسوب می‌گردد.

اکنون که حشد الشعبی، به عنوان یکی از ساختارهای رسمی امنیتی عراق، هدف حملات خارجی قرار گرفته است، نگاه‌ها بار دیگر به سمت دولت و نیروهای مسلح عراق معطوف شده است. مسئله تنها واکنش به یک حادثه نظامی نیست؛ بلکه موضوعی عمیق‌تر درباره جایگاه حاکمیت ملی عراق مطرح است. اگر عراق اعلام می‌کند که کشوری مستقل است و اجازه استفاده از خاک و آسمان خود علیه همسایگان را نمی‌دهد، این پرسش مطرح می‌شود که ابزار عملی اجرای این سیاست چیست؟

علیرغم تصویب مجلس عراق مبنی بر خروج نیروهای خارجی، ولی حضور نیروهای آمریکایی در عراق، به‌طور رسمی با عنوان «مهمان» و در چارچوب توافق با دولت بغداد توجیه می‌شود؛ اما تناقض زمانی آشکار می‌شود که همین نیروها، به‌صورت علنی و در هماهنگی مشترک با عربستان سعودی، مواضع حشد الشعبی را هدف قرار می‌دهند. حشد الشعبی نه یک نیروی خارج از ساختار حکومتی، بلکه بخشی از نیروهای مسلح رسمی عراق و نهادی زیر نظر فرمانده کل نیروهای مسلح، یعنی نخست‌وزیر این کشور است. بنابراین حمله به مقرهای آن را نمی‌توان صرفاً درگیری با یک گروه مستقل دانست؛ چنین اقدامی در عمل، حمله به یک نهاد رسمی امنیتی عراق و نقض مستقیم حاکمیت این کشور محسوب می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد کسانی در تلاش هستند تا نیرویی که طی فرایند قانونی و ساختارهای رسمی نظامی عراق به عنوان یک بازوی فعال نظامی در ارتش عراق تعریف شده است و جهت جلوگیری از هر گونه تهدید عراق همگام با ارتش عمل می‌کند را به عنوان یک معضل معرفی کنند و آن را از سر راه بردارند. نکته مهم اینجاست ارتش عراق حشد الشعبی را به عنوان یک بازوی خود پذیرفته است و تا کنون در این زمینه مشکلی پیش نیامده است.

با وجود این، واکنش بغداد معمولاً از صدور بیانیه، محکومیت سیاسی، تشکیل کمیته تحقیق و درخواست توضیح فراتر نمی‌رود و هیچ پاسخ نظامی بازدارنده‌ای در برابر این حملات دیده نمی‌شود. این انفعال، شکاف عمیق میان ادعای حاکمیت ملی و توان اعمال آن را نمایان می‌کند؛ زیرا اگر ارتش عراق حتی در برابر حمله مستقیم به بخشی از نیروهای مسلح رسمی کشور واکنشی نشان ندهد، پرسش درباره فلسفه وجودی و مسئولیت عملی آن جدی‌تر خواهد شد. تکرار حملات بدون هزینه نظامی یا سیاسی مؤثر، مهاجمان را به ادامه این روند ترغیب می‌کند و محکومیت‌های لفظی نیز به‌تدریج به جای ابزار دفاع از حاکمیت، به پوششی برای ناتوانی ساختاری دولت و ارتش عراق تبدیل می‌شود.

حملات اخیر بار دیگر نشان داد که شکاف میان اعلام مواضع سیاسی بغداد و توانایی عملی برای جلوگیری از نقض حاکمیت عراق همچنان پابرجاست. در نهایت، پرسش اصلی که پیش روی مقامات عراقی قرار دارد این است: آیا ارتش عراق صرفاً مسئول کنترل مرزها و مبارزه با تهدیدات داخلی است، یا باید به نیرویی تبدیل شود که بتواند از تمامیت ارضی و استقلال تصمیم‌گیری عراق در برابر هرگونه تجاوز خارجی دفاع کند؟

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://akhbarjahaadi.ir/?p=36575
  • نویسنده : اخبار جهادی

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.